تبليغاتX
×× شــــــکوه ××

و من نیز در پاییز فصل یادها آموخته ام که هم چون باران ببارم                              

وگویی ، باران..

تنها همراز حکایتهای غریبانه ی من است،

 وروزگار نیز زبان به شکوه می گشاید و هم صدا با قطرات باران به صدا در می اید

وتو نمی دانی ، اگر قطرات باران بر سقف ترک خورده ی دلی ببارد چه شوری برپا میکند.

وباز آواز باران از چشم ها فرو می ریزد، گویی ، یادگاری است از روح سرگشته ی من ...

و باز ، باران می بارد و می بارد . آنقدر که دیگر فرصت و حالی برای هیچ دلی باقی نمی گذارد این بار ، باران می رود و نگاه کریمانه ی خودرا از این دریغ می کند و باز با رفتنش ، شعری برای غریب پرستو های مهاجر به ارمغان می آورد ومرا با کلبه ویرانه ای از خاطره ها تنها می گذارد.

شعراز:زهراموسوي

+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در جمعه 1386/01/31 و ساعت 22:45 |

محمد اسحاق فياض:بيست ميليارد تومان بودجه اخراج افغانها ا زايران

محمد اسحاق فياض

باگرم شدن هوا و شروع كار و فعاليت درسال جديد، مقامات وزارت داخله ايران اعلام كرده است كه در سال جديد گسترده ترين برنامه اخراج افغاني ها را از ايران روي دست دارد و حد اقل يك ميليون افغاني از ايران اخراج خواهند گرديد. آقاي مصطفی پور محمدی وزیر داخله ايران به خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اعلام كرده است كه افغانها بايد با كار فرمايان وصاحب خانه هاي خود تصفيه حساب كنند و اموال شان را تبديل به پول نقد كنند زيرا امسال سخت ترين برنامه اخراج افغان ها را از ايران روي دست دارند.

آقاي پور محمدي گفته است كه در سال گذشته حدود 300 هزار تبعه افغاني غیر مجاز از ایران اخراج شده اند اين وضعيت نشان مي دهد كه جمهوري اسلامي ايران بار ديگر با ناديده گرفتن واقعيت هاي موجود در داخل افغانستان برنامه هاي را روي دست دارند كه بارها خود شان بر عدم موفقيت اين نوع از برنامه ها اعتراف كرده اند، زيرا در فرايند تلاش هاي اين مقامات دو واقعيت روشن و آشكار ناديده گرفته مي شود. اول اين كه آنان هيچ گاه به واقعيت هاي موجودي كه در داخل افانستان است توجه نمي كنند، متاسفانه فقر و بيكاري بزرگ ترين عامل مهاجرت افغان ها در ايران مي باشد و تا زماني كه اين پديده شوم در داخل افغانستان جريان داشته باشد هيچ برنامه اي نمي تواند مانع ورد غير قانوني آنان در داخل ايران گردند. شايد اين مقامات بگويند مشكلات بيكاري افغان ها در داخل افغانستان چه ربطي به ما دارد و آنها خود شان بايد مشكل شان را حل كنند، اما يك واقعيت ديگر را نيز بايد در نظر گرفت كه متاسفانه ما افغانها با ايراني ها مشتركات تاريخي، فرهنگي، زباني،مذهبي و... داريم و متاسفانه اين پيوند واقعيت هاي نا گسستني است كه نا گزير انسانها را با يك ديگر نزديك مي كند وروي اين حساب است كه افغانها دربرابر مشكلات فراروي شان ايران را انتخاب مي كنند و در ايران نيز كساني يافت مي شوند كه يا به خاطر منافع شان و يا به خاطر پيوند ها و مشتركات


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در چهارشنبه 1386/01/29 و ساعت 23:47 |

جهان سرسبز و خرم گشت از ميلاد پيغمبر
منور قلب عالم گشت از ميلاد پيغمبر
بده ساقي مي باقي كه غرق عشرت و شادي
دل اولاد آدم گشت از ميلاد پيغمبر
تعالي الله از اين نعمت كز او اسباب آسايش
براي ما فراهم گشت از ميلاد پيغمبر
ز لطف و رحمت ايزد ز يمن مقدم احمد
ظهور حق مسلم گشت از ميلاد پيغمبر
بشام هفده ماه ربيع و سال عامل الفيل
رسالت ختم خاتم گشت از ميلاد پيغمبر
بشارت ده به مشتاقان كه ز امر قادر منّان
دل ما عاري از غم گشت از ميلاد پيغمبر
ز ناموس قدر بشنو تو گلبانگ خطر زيرا
سر نابخردان خم گشت از ميلاد پيغمبر
بناي جهل ويران شد ز يمن ميمنت بارش
جهان از علم اعلم گشت از ميلاد پيغمبر
دوصد اعجاز شد ظاهر كه در عرش علي حيران
دو صدعيسي ابن مريم گشت از ميلاد پيغمبر
بشد درياچه ساوه تهي از آب و برعكسش
سماوه همچنان يم گشت از ميلاد پيغمبر
به شهر فارس چون شمعي بشد آتشكده خاموش
جمال حق مجسم گشت از ميلاد پيغمبر
ز يمن مقدمش منشق جدار طاق كسري شد
كه حيران خسرو جم گشت از ميلاد پيغمبر
قدم در ملك هستي زد چو ختم الانبيا احمد
مقام ما مقدّم گشت از ميلاد پيغمبر
نواي بانگ جاءالحق بباطل چيره شد ايدل
نظام دين منظّم گشت از ميلاد پيغمبر
ز حسن پرتو رويش خجل در مغرب و مشرق
مه و خورشيد اعظم گشت از ميلاد پيغمبر
من « ژوليده » مي گويم بگو بر دوستارانش
كه شرّ دشمنان كم گشت از ميلاد پيغمبر

+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در جمعه 1386/01/17 و ساعت 1:40 |

هفدهم ربيع الاول، سالروز ولادت با سعادت فرخ لقای عالم لاهوت، حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله) و پشواي بزرگ مذهب جعفري، حضرت امام صادق (عليه السلام) خجسته باد.

میلاد پیامبررحمت حضرت محمد

نسیم سحری جان مایه عشق را به گستره خاکیان فرستاد. شاخه های مهربان درختان، گونه به رنگ فلق ساییدند. آبشاری از نور، خنده های شادمان خورشید را به زمینیان بخشید و جوشش از شکوه آسمان را در بر گرفت. جوانه های تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلی دیگر کردند و همگی قدوم نوزادی را که سبب آفرینش بود تبریک گفتند. یا محمّد! به جمع خاکیان دوستدارت خوش آمدی.

جاری شور و سرور، در کوچه های خلوت مکه، حکایتی تازه داشت و باد در گوش بلندترین نخل ها از پیش، خبر می برد و مژدگانی می گرفت. کنگره های کاخ ستم لرزیدند. دریاچه های کفر خشک شدند. آتشکده های الحاد به سردی گراییدند و آغوش اسلام به مولود خجسته خود مباهات کرد. محمّد آمد! ثمره خلقت آمد! پیامبر مهر به سرای دنیا خوش آمد!

ای بهار آفرینش! ای سبب خلقت! ای دستاویز هستی! مقدمت گلباران! ای آفتاب فروزان ادیان الهی! ای آخرین فرستاده حق به سوی بشر! کعبه از آمدنت در شادی است و آسمان مکه همراز شب های تنهایی خود را یافته است. شیشه کفر شکسته و خبر آمدنت در گوش ادیان و اعصار طنین انداخته است. قدومت مبارک ای پیام آور صلح و دوستی! ای تو که از حق آمدی و به حق برانگیخته شدی. آفتاب جهان فروز و عالم تاب توحید هستی که برف ظلم را آب کرده و نوید بهار می دهی! نامت بلند و دینت پاینده باد!

+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در جمعه 1386/01/17 و ساعت 1:36 |

مولانای بلخی

آمـــــد بهار ای دوستــــان منزل سوی بستـان کنیــم

گـــرد غریبان چمن خیـــزید تــــا جولان کنیـــــــــم

امروز چون زنبورها پران شویم از گل بـــه گـــــل

تا در عسل خــانه جهان شش گوشه آبادان کنیـــــــم

آمد رسولی از چمن کــاین طبل را پنهان مــــــــزن

مـــا طبل خـــانه عشق را از نعره ها ویران کنیــــم

بشنـــو سماع آسمان خیـــــزید ای دیـــــوانگـــــــان

جـــانم فـــدای عاشقان امروز جان افشان کنیــــــــم

زنجیـــرها را بردریم مــاهر یکی آهنگـــــــریـــــم

آهن گـــــزان چون کلبتین آهنگ آتشدان کنیــــــــــم

چون کـــوره آهنگــران در آتش دل می دمیـــــــــم

کهن دلان را زین نفس مستعمـــل فــرمان کنیـــــــم

آتش در این عــالم زنیم وین چرخ را برهم زنیـــــم

وین عقل پا برجـــایرا چون خویش سرگردان کنیــم

کوبیم ما بی پا و سرگه پای میـــدان گــــــاه ســـــر

مــاکی به فـــرمان خودیـــم تا این کنیم و آن کنیــــم

نی نی چو چوگانیم مــا در دست شه گـردان شـــده

تــــا صد هـــزاران گوی را در پای شه غلطان کنیم

خـــامش کنیم و خامشی هم مـــــایه دیــــوانگیـسـت

این عقـــل باشـــد که آتشی در پنبــــــه پنهان کنیــم

+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در سه شنبه 1386/01/14 و ساعت 11:12 |