تبليغاتX
×× شــــــکوه ××
هادي ساعي تكواندوكار معروف ايراني شنبه ‌شب به مرحله محلي در ديدار مرحله نيمه نهايي وزن 72 كيلو گرم به مصاف ناصر احمد بهاوي از افغانستان رفت و شكست را پذيرا شد.
هادي ساعي تكواندوكار نامي جهان و قهرمان المپيك ‪۲۰۰۴‬آتن از رسيدن به ديدار پاياني وزن پنجم هجدهمين دوره مسابقات تكواندو قهرماني جهان در پكن بازماند.
در اين ديدار دو تكواندوكار در وقت قانوني به علت گرفتن اخطارهاي متعدد به نتيجه صفر بر صفر رسيدند و كار به راند طلايي كشيده شد.
در ثانيه‌هاي اول اين راند داور به ساعي اخطار داد و تكواندوكار افغاني را برنده اعلام كرد.
در وزن ‪۷۲‬كيلوگرم مردان ، تكواندوكاري از چين تايپه عنوان قهرماني را به خود اختصاص داد و نماينده افغانستان در سكوي دوم ايستاد.
در اين وزن ، ايران به همراه تكواندوكاري از هالند مشتركا در سكوي سوم ايستادند.
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در دوشنبه 1386/02/31 و ساعت 15:20 |

غربت آواره گي

غربت وآوارگي

ای میهن از جدایی تو گریه سر کنم

 

با کوله بار درد به هر جا سفر کنم

 

در سرزمین تار دو رنگی فتاده ام

 

از غربتی به غربت دیگر سفر کنم

+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در دوشنبه 1386/02/31 و ساعت 15:7 |

ايران در برابر اخراج مهاجرين موضع دوپهلودارد

                                      محمد اسحاق فياض

        آغاز گسترده اخراج مهاجرين افغاني از ايران در اول ماه ثور، اعتراضات گسترده اي را بدنبال داشت، سازمان ملل،رياست جمهوري، پارلمان، وزارت خارجه، وزارت عودت مهاجرين و كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان، اعتراضات و انتقادات خود را نسبت به اخراج گسترده و اجباري مهاجرين كه با ضرب و شتم و توهين و تحقير همراه توسط نيروهاي پوليس ايران همراه است. ابراز داشتند. در ايران روشنفكران و اصلاح طلبان ايراني، علماو طلاب و دانشجويان افغاني طي بيانيه هاي جداگانه نسبت به اين اقدامات خشن پوليس ايران اعتراض كردند. اخراج اجباري مهاجرين افغاني از ايران جرو بحث هاي زيادي را ميان دوقواي مجريه و مقننه كشور به راه انداخت و سبب بركناري دو وزيراز مقان شان شد، آقاي كرزي نامه رسمي  به آقاي احمدي نژاد رئيس جمهورايران ارسال داشت و آقاي قانوني با حداد عادل رئيس مجلس ايران تلفني گفتگو كردند و وزارت خارجه افغانستان نيز بارها نارضايتي خود را از تصميم اخيرايران نسبت به اخراج اجباري مهاجران افغان ابراز داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در دوشنبه 1386/02/31 و ساعت 14:52 |

مشرف، نقطه پايان ياآغازي ديگر براريكه قدرت

 

                                             محمد اسحاق فياض

                                    Mif_1967@yahoo.com

 

نزديك يك ماه است  كه تنش هاي سياسي در پاكستان به اوج خود رسيده است، گروههاي سياسي مخالف دولت پاكستان به بهانه بركناري آقاي چودري دست به تظاهرات گسترده در شهرهاي مختلف پاكستان زدند. از طرف ديگرگروههاي تروريستي در شهر هاي پيشاور و چهارسده ايالت سرحد چند حمله انتحاري و بمب گزاري انجام دادند كه منجر به كشته شدند دهها تن گرديده است. به هر حال دو سه هفته گذشته براي پاكستان روز هاي خونيني بود بود كه به قول جنرال مشرف رئيس جمهور نظامي پاكستان اين خشونت هاي خونين تا كنون در تاريخ اسلام آباد سابقه نداشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در دوشنبه 1386/02/31 و ساعت 14:49 |

از شاخه هاي درخت زيتون خون جاريست! 

                                                     محمد اسحاق فياض

                                                          

 طي هفته گذشته فلسطين بار ديگر گرفتار در گيري خونين داخلي بود و اين در گيري ها هنوزهم به طور كامل مهار نگرديده است. بيش از چهل نفر طي يك هفته اخيري ميان جناح هاي رقيب جنبش هاي فتح و حماس كشته شده اند. طي چندروز كه از اين جنگ داخلي مي گذرد چندين بارميان آتش بس برقرار گرديده و دوباره نقض گرديده است.ادامه اين در گيري ها سبب شده است كه تلاش هاي پادشاه عربستان و سوگندي كه رهبران فلسطين در سه ماه پيش در مكه ياد كرده بودند، زير سئوال برود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در دوشنبه 1386/02/31 و ساعت 14:39 |

 

بني آدم اعضاي يك ديگرند

(به بهانه نامه سر گشاده روشنفكران ايراني درباره مهاجرين افغان)

                                                       محمد اسحاق فياض

                                       Mif_1967@yahoo.com

در حالي كه دولت جمهوري اسلامي ايران برنامه گسترده اخراج اجباري مهاجران افغاني را به شدت دنبال مي كند و بفكر هيچ گونه پيامد فرهنگي، سياسي و انساني آن نيست، در اين ميان جمعي از فرهنگيان، نويسندگان،شاعران و هنرمنداني ايراني طي نامه سرگشاده نسبت به اخراج اجباري مهاجران افغاني به دولت ايران اعتراض كرده اند. در بخش هاي اين نامه آمده است:« از نيمه سال گذشته خورشيدی که سياست‌های اعلام شده دولت ايران برای اخراج کارگران و مهاجران افغانی مقيم ايران به اجرا گذاشته شد، روز به روز گزارش‌های تاسف‌آورتری در اين‌باره به گوش می‌رسد. به‌ويژه آن‌چه بسيار مايه نگرانی شده است، گزارش‌هايی است که اخيراً از به‌کارگيری قوه قهريه و اعمال خشونت پوليس دربرخورد با کارگران و مهاجران افغان منتشر می‌شود.»

اين نامه را بيش از 200 تن از فعالان فرهنگي، هنري و سياست مداران اصلاح طلب و نوانديش ايراني امضا كرده اند، تاكيدارندكه« اخراج مهاجران افغان در شرايطی که هنوز کشورشان دستخوش ناآرامی‌‌های پيامد جنگ‌های اخير است و در شرايطی که هنوز معيارهای حداقلی زندگی و امنيت در بسياری از مناطق اين کشور متزلزل و دور از دسترس است، سياستی غير انسانی و ناپذيرفتنی است.»

رسانه هاي دولتي ايران شادمانه اظهار مي دارند كه  با اخراج افغاني ها صدها هزارايراني بيكارصاحب كارمي شوند زيرا وجود افغانها در ايران با عث تضییع فرصت های اشتغال برای ایرانیان به شمار مي رود، اما روشنفكران ايراني اين تحليل را نيز قابل قبول ندانسته و نوشته اند:« حتی در صورت صحت چنين استدلالی، راه حل در پيش گرفته شده باز هم غير انسانی و محکوم است. به علاوه، در شرايطی که دولت اجازه تحقق ساده ‌ترين خواست‌های نيروی کار داخلی همچون شمول فراگير قانون کار و بيمه‌های تامينی، و حق داشتن سنديکاهای مستقل کارگری را برای تامين امنيت کار و جلوگيری از بیکاری نمی‌دهد، توسل به استدلال‌هايی از آن دست که در بالا آمد بيشتر پرسش برانگيز است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در سه شنبه 1386/02/25 و ساعت 14:31 |

اخراج مهاجران از ايران و ضروت يك طرح جامع 

                                     محمداسحاق فياض

اول ثور زماني كه دولت ايران طرح ضربتي و گسترده اخراج اجباري مهاجرين افغان را آغاز كردند، مقامات افغاني هيچ گونه اطلاعي از اين طرح نداشتند، هرچند مقامات ايراني مي گويند كه ما قبلا از از طريق اخبار اين تصميم خود را اعلام كرده بوديم و مقامات افغاني بايد آمادگي هاي لازم را  در برابر اين طرح مي گرفتند.

در اين كه مقامات وزارت خارجه و وزارت عودت مهاجرين در اين زمينه كوتاهي كرده اند و هشدارهاي لازم را به مقامات ايراني نداده اند و پيش از پيش با دولت ايران راه تفاهم و گفتگو را باز نكرده اند ونيز پيش از پيش بانمايدگان سازمان ملل در امور مهاجرين اين موضوع را در ميان نگذاشته اند و مشكلات موجود در افغانستان را براي اين مقامات تشريح نكرده اند، هردو وزارت خانه مقصر هستند و در اين زمينه كوتاهي كرده اند.

هر چند و ظيفه دولت جمهوري اسلامي اين بود كه طي يك نامه رسمي اين تصميم را به مقامات افغاني اعلام مي كرد، زيرا عرف ديپلماتيك و روابط دوستانه ميان دو كشور همسايه تقاضا مي كند، هر تصميمي كه مربوط به دوكشور با شد بايد به اطلاع يك ديگر برسانند و پيش از پيش در اين مورد رايزني هاي لازم را انجام دهند، اما متاسفانه مقامات جمهوري اسلامي، نه تنها اين موضوع را به صورت رسمي به اطلاع مقامات دولت افغانستان رسانيد، بلكه خشونت و لت و كوب و توهين و تحقيرافغانها را نيز هنگام جمع آوري در دستور كار خود قرار دادند و بدين ترتيب هزاران مهاجرافغاني مضروب و مجروح  و يا توهين و تحقير شده طرد مرزگرديدند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در سه شنبه 1386/02/25 و ساعت 14:24 |

دانشگاه خصوصي روزنه اي به سوي توسعه علمي

                                          محمد اسحاق فياض

توسعه و پيشرفت در هر كشوري زماني امكان پذير مي گردد كه تمام عوامل توسعه از گستره سرزمين و موقعيت جغرافيايي گرفته تا ساختار و نظام حكومتي و نيروري متخصص و كارآمد انساني، همه دست در دست هم بدهد تا توسعه به مفهوم مدرن آن در يك كشور تحقق پيدا كند. اگر چنانچه يكي ازعوامل ياد شده آمادگي لازم را براي توسعه نداشته باشد، روند توسعه كند و يا ممكن است حتي متوقف گردد.دليل اصلي كندي روند توسعه در كشورهاي جهان سوم و يا در حال رشد آن بوده است كه در اين كشورها همه عوامل توسعه با هم ديگر هماهنگ نگرديده و هميشه يكي از اركان اوليه آن دچار نقض و مشكلات بوده است.

امروزوقتي اركان توسعه دربر خي از كشورهاي جهان سوم، با هم نزديك گرديده، سرعت بيشتري به خود گرفته است و تعدادي ازاين كشورها خودشان را به كشورهاي صنعتي نزديك كرده اند، اما تعدادي ديگري همچنان روند توسعه را به كندي طي مي كند. حال در اين دنيايي كه علم و تكنولوژي به سر عت در حال رشد است و تعدادي زيادي از كشورهاي جهان سوم فاصله  خود را با كشورهاي صنعتي كم كرده اند، افغانستان در ميان اين قافله تمدن و صنعت در كجا قرار دارد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در سه شنبه 1386/02/25 و ساعت 14:4 |
                                                       تعلیم وتربیت

مسأله بیسوادی یکی ازمهترین مسائل جامعه بشری بویژه برای کشور های جهان سوم ازجمله کشورمان افغانستان است .

و همان طور که می دانیم بی سوادی وحتی کم سوادی ریشه ای بسیار ی از مسائل دیگر ازجمله مشکلات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، و سیاسی جوامع می باشد .

مقدمه کسب ،دانش و آگهی استفاده از زبان مکتوب جامعه است تا ازین طریق با افکار اندیشه ها ،دانش ها ،فنون و فلسفه و ایدئولوژی دیگران آشنا شد .

به همین دلیل است که گسترش آموزش پرورش وگاهش درصد بی سوادی یکی از شاخص های مهم پیشرفت محسوب می شود.

پیشرفت تمدن های گذشته برپایه منابع طبیعی یا شرایط اقلیمی استوار بود اما در قرن جدید سیمای آینده در افقی پدیدار است که بر قدرت مغز و نه بر قدرت ماهیچه استوار است در حقیقت ویژگی صنا یع آینده براساس محصولات ذهنی یعنی بر پایه دانش پژوهش اختراع نواوری و توانایی انسانی متکی است دولتمر دانی که بر دنیای آینده شکل می دهند نه از معادن مزارع و کارخانه بلکه از مدارس دانشگاههاومراکز تحقیقاتی بیرون خواهند آمد در سالهای نخستین هزاره جدید در اختیار داشتن ذخایر دیگر یک مزیت تلقی نمی شود بلکه فناوری تبدیل این ذخایر به محصولات متنوع مدارای افزوده بالاتر یک مزیت است و هر کشوری که از دانش وفناوری بیشتر در این زمینه بر خوردار باشد بعنوان کشور توسعه یافته از آن یاد می شود کشوری مثل ژاپن که فاقد هر گونه ذخایر معدنی بوده اما محصولات آن در کلیه کشورها در ابعاد مختلف یافت می شود نمونه بارزی است که می توان در این خصوص یاد کرد وآنچه موجبات این مزیت را برای ژاپن و دیگر کشورهای مشابه فراهم کرده تبدیل نیروی انسانی به سرمایه انسانی است همان گونه که اشاره شده هر چه توان علمی و کار آیی مردم افزایش یابد زمینه را برای توسعه در ابعاد مختلف بیشتر فراهم می شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در پنجشنبه 1386/02/20 و ساعت 1:3 |

صبح وقت كه طرف درسم رفتم ولي دربين راه با چندتن ازعساكر روبرو مي شويم بعضي شان محترمانه آقا كارت شناسايي لطف كن ولي بعضي شان با كليمات بسيار توهين آميز با خود مي گويم خدايا تواينهارا انصاف بده ومارا صبر ولي وقت به درس مي رسيم كه استاد تقريبا نصف درس را گفته ولي هيچ وقت اين درس به من نمي چسپد وهمه اش تو فكرم خدايا سرنوشت ما چه خواهد شد ولي آن كسانيكه مدرگ شناسايي ندارد چه كار كند ولي حيران وسرگردان طرف موسسه مي روم داخل كلاس مي شويم وهمه اش تو فكرم شاگردانم سؤال مي كند استاد چه شده همه اش تو فكري مي گويم خوب خود شما مي دانيد كه وضعيت ما چطوراست.

ويكي اش مي گويد استاد كم كم روز معلم فرا مي رسد وشاگردا شما را خوشحال مي كند ومي گويد اگر كلاس هم تمام بشود من ميايم وروز ي معلم راتبريك می گویم دراينجا است ياد سالهاي قبل مي افتم كه درآستانه روز معلم بعضي ازدانش آموزان كه بنده خداها توانايي هديه آوردن نداشت ووقت وارد كلاس مي شديم جمله زيبايي روي تخته مي نوشت ( استاد روزت مبارك ) ولي اين جمله مارا خيلي خوشحال مي كرد ومارا وادار مي كرد كه آدم بيشترين خدمت را به اين شاگردان مظلوم كه خانواده شان به هرقسمي مي شد آنهارا به اين موسسه بفرصته وبا مشقت تمام حزينه هاي آنها راداده وبايد به اينگونه افراد خدمت  بكنيم وبعد ازشش سال فعاليت فرهنگي امسال درآستانه روز معلم وبطورنا باورانه با صحنه وخاطره اي تلخ مواجه مي شويم كه براي شخص خودم خيلي گران تمام شد.

آنهم يكي ازدوستان اطلاع دادند كه دارد تمام مدارس خودگردان وموسسات افغاني راتعطيل مي كند وگفتم خوب من امروز بچه ها امتحان داشتند ازين خبرها نبود ولي فردايي آنروز بعد ازينكه درسم تمام شد طبق معمول هرروز به طرف موسسه حركت كردم يكي ازشاگردانم ديدم كه پريشان وحالش گرفته سلام كرد گفت استاد شما خبر داريد قراره موسسه تعطيل شود با شوخي گفتم موسسه را كسي تعطيل نمي كند گفت نه دارد جمع مي كند فورا ياد حرفي آن دوستم افتادم كه گفته بود قراره مدارس خودگردان وموسسات را تعطيل كند حتي فرصت ندادند كه امتحانات تمام شودميگويد  من كه  گواهي نامه ام راگرفتم گفتم چطور وگفت موسسه را داشت جمع مي كرد وقت اين حرف راشنيدم گيج شدم با خود گفتم اينكه ربط به جمع آوري مهاجران افغانستاني ندارد اينكه يك كار فرهنگي مي كند وقت رفتم يكي ازهمكارانم را ديدم گفت آري حقيقت دارد خوب به هرجايي كه تماس مي گيرم همه مي گويد دستور((اتباع خارجي)) بايد جمعش كنيم

خوب ديگر چاره اي نداريم چكار كنيم هيچ چيزازدست مان برنمي آيد افغانستان هم كه متاسفانه هرسال كه مي گذرد بد تر مي شود وخبر هاي ناگوار ازافغانستان بگوش مي رسد

ما هم ياد وخاطره اي استاد شهيد مرتضي مطهري وهفته معلم وروز معارف درافغانستان راگرامي مي داريم واين روزرا به همه معلمان زحمت گش كشور عزيزمان افغانستان تبريگ مي گويم آرزومي كنم يك روز درافغانستان با آرامش تمام بدون توهين وتحقير گرامي بداريم

خوب البته اين به صورت حوادث است كه درين روزها درهمه جا شاهد آن هستيم

البته اين مطلب با عجله نوشته شده است كم كاست زيادي دارد هركه مراجعه مي كند ما را به بزرگواري خودشان ببخشد

+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در چهارشنبه 1386/02/19 و ساعت 22:55 |

برگزاري جرگه امن منطقه اي،اميد ها وترديدها 

                                       محمداسحاق فياض

Mif_1967@yahoo.com                                

سفر هيئت پاكستاني كميسيون برگزاري جرگه امن منطقه اي اين كشور به كابل، اميدهاي تازه اي را براي برگزاري اين جرگه بوجود آورده است. جرگه اي كه نزديك به يك سال است كه در باره آن گفتگو مي گردد وآن را يگانه راه حل بحران تروريسم در منطقه و بر طرف شدن تنش ميان اسلام آباد و كابل تلقي مي كنند.

قبل از اينكه پيرامون جرگه امن منطقه اي سخن  گفته شود، نفس سفر هيئت پاكستاني به كابل يك قدم نيك در راستاي برطرف شدن تنش ميان اسلام آباد و كابل به شمار مي رود. نزديك يك سال مي شود كه روابط ديپلماتيك ميان كابل و اسلام آباد تيره است، سردي روابط سبب شده است كه تروريسم بين المللي و گروههاي افراطي مذهبي در افغانستان و پاكستان جان تازه اي بگيرند و جنگ و نا امني و آشوب را در داخل هر دوكشور گسترش بدهند. پس از ماهها روابط سرد و توام با تبليغات منفي در رسانه هاي هردو كشورعليه يك ديگر اكنون هردو جانب افغانستان و پاكستان در يافته اند كه ادامه تنش و بستن اتهام به يك ديگر هيچ سودي براي هردو طرف ندارد، بلكه از اين وضعيت گروههاي افراطي و تروريسم بيشترين استفاده را مي برد. به همين دليل اولين گام در دراستاي كاهش تنش در تركيه آغاز شد و هردو رئيس جمهور به در خواست يك ماه پيش رئيس تركيه پاسخ مثبت دادند.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در سه شنبه 1386/02/18 و ساعت 1:54 |

                                        تارهاي جولايي تروريسم در حال تنيدن است

                                                    محمد اسحاق فياض

خشونت و افراطيت مذهبي، پديده جديدي در دنياي معاصر نيست، بلكه در همه مذاهب و دوره هاي مختلف وجود داشته است. درميان مسلمانا ن نيزتفسير افراط گرايانه از اسلام از ديرباز وجود داشته است. يكي ازكساني كه اسلام را تفسير افراط گرايانه كرد ابن تيميه و بدنبال آن محمد ابن عبدالوهاب بودند، جريانهاي افراطي القاعده، طالبان و…  آبشخور اصلي تفكرات شان را از اين دو شخصيت به ميراث برده اند.

امروزگروه « القاعده» به جريان تروريسم بين الملليمبدل شده كه گروه هاي افراطي محلي را با نام و عنوانهاي مختلف حمايت و تقويت مي كند و آشوب، نا امني، ترور و وحشت را در سراسر جهان گسترش مي دهند. در سه دهه گذشته افغانستان به عنوان مركز فعاليت و تربيت اين گروه به شمار مي رفت، هرچند كه گروه القاعده در دوران جهاد درپاكستان توسط عبدالله عزام فلسطيني تشكيل  گرديد، اما افغانستان به عنوان مركزآموزشي وفعاليت هاي نظامي اين گروه به شمار ميرفت. در دوران حاكميت طالبان افغانستان به بزرگ ترين  مركز فعاليت اين گروه تبديل گرديد و حملات 11 سپتامبر نيويورك نيز در همين منطقه طراحي و رهبري گرديد، اما با حمله نيروهاي امريكا در سال 2002  اين نيروها از افغانستان به پاكستان متواري شدند.با شكست سنگيني كه آنان درافغانستان متحمل شدند، فعاليت هاي تروريستي در سطح جهان به طور كلي كاهش پيدا كرد و برخي از صاحب نظران به اين باور بودند كه  تروريسم افراطي مذهبي شايد ديگر قدراست نتواند. اما كمتر از سه سال گروه القاعده بار ديگر قدراست كرد و اين بار مركز جديد ي ديگري براي فعاليت هاي تروريستي بدست آوردند.آمريكا در سال 2003 به عراق حمله كرد، تصرف اين كشور توسط نيروهاي ائتلاف بين المللي زمينه فعاليت هاي تروريستي را در اين كشور افزايش داد، تروريست هاي عرب از كشورهاي مختلف عربي به سوي عراق سرازير شدند و با نيروهاي باقي مانده حزب بعث عراق به ايجاد نفاق و تنش هاي مذهبي دراين كشور دامن زدند و نيروهاي خارجي را هدف قرار دادند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در سه شنبه 1386/02/18 و ساعت 1:49 |

چرا افغان ها دوباره مهاجر مي شوند؟

 

                                                       محمد اسحاق فياض

                                                          Mif_1967@yahoo.com

امروزه پديده مهاجرت افغانها به كشور هاي همسايه به يكي از معضلات بزرگ براي دولت افغانستان و كشور هاي همسايه تبديل شده است، يكي از پيامد هاي بدي كه اخراج اجباري مهاجران افغاني از ايران به دنبال دارد، توهين و تحقير و لت و كوب آنان از سوي پوليس ايران است، اولين پيامدي كه اين عمل خلاف معيارهاي انساني به دنبال دارد ايجاد كينه و عداوت ميان دو ملت ايران و افغانستان است كه بايد گفت متاسفانه باهم فرهنگ مشترك و تاريخ مشترك دارند و اكنون با فراموشي سپردن اين اشتراكات از سوي ايران، در تلاش هستند در دلهاي اين دو ملت تخم كينه و نفاق را نيز بكارند.

گذشته از اين برخوردهاي ناجوان مردانه مسئولين ايراني در قبال مهاجران افغاني، بايد از خود نيز پرسيد كه ما چه كرده ايم و چرا هنوز نياز مند آنيم تا ذلت ها و توهين و تحقيرهاي ديگران را به جان بخريم و ترك وطن نماييم. اين نوشته با چشم اندازي در وضعيت توسعه و انكشاف در داخل كشور و ضعيت مهاجران را مورد بررسي قرار مي دهد و به اين سئوال پاسخ مي دهد كه چرا صدها هزار افغان در تلاشندبراي بدست آوردن لقمه ناني از افغانستان خارج مي شوند؟

براي پاسخ با اين سئوال بايد به اين نكته توجه كرد كه افغانستان يكي از كشور هاي فقير و عقب مانده اي است كه 30 سال جنگ و نا امني را به تلخي تجربه كرده است. طبيعي است كه براي چنين كشوري پس از جنگ زيرساخت ها يا پاي سنگ بنيادي توسعه به عنوان يك ضرورت اوليه به شمار مي رود و از آن جاييكه اين نوع از توسعه هاي بنيادي نياز به كار و هزينه زياد و زمان زياد دارد، اكثريت مردم در گذراز اين مرحله از توسعه دچار فقرعمومي، بي كاري و ناهنجاري هاي اجتماعي ميشود وبه خدمات رفاهي و اجتماعي كمتر توجه مي شود. نياز اساسي افغانستان در توسعه بنيادي عبارت است از:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در سه شنبه 1386/02/18 و ساعت 1:42 |

تبلور روانپريشي مدرنيسم در ويرجينيا

                                                           محمد اسحاق فیاض
حادثه وحشت ناك كشتار دانشجويان دردانشگاه ويرجينيا، يك بارديگر مردم آمريكا را در ترس و وحشت فروبرد، ازآنجايي كه اين حادثه ناگهاني و با تلفات زياد همراه بود، قبل ازآن كه موضوع مشخص شود برخي از خبرگزاري ها ان را يك حادثه تروريستي تعبير كردند، اما به زودي روشن شد كه اين حادثه ريشه در خشونت هاي سنتي در جامعه آمريكا دارد.
صبح روز سه شنبه هفته گذشته شخصي ابتدا در ساختمان خوابگاه (ليليه) دانشکده مهندسی شهر بلکزبرگ در جنوب غربی ايالت ويرجينيا، حمله نمود و دو نفر را به قتل رساند، متعاقب آن او يك بسته پستي را براي پوليس آمريكا پست كرد كه در آن طبقه مرفه و ثروتمندان آمريكايي دشنام داده شده بود وعكس هايي از خودش گرفته بود كه مسلح به دو اسلحه سبك كمري بود، به دنبال آن بعد از دوساعت او وارد محوطه اصلي دانشگاه مي شود و اين در حالي است كه كلاس هاي درس مملو ار دانشجويان است، او دربهاي ورودي را مي بندد كه كلاس هاي درس در آن جا داير است و تجمع دانشجويان درآن جا زياد مي باشد. او ناگهان به سوي دانشجويان آتش مي كند دراين هنگام اوسعي دارد كه به همه كلاس هاي درس حمله كند، برخي از دانشجويان مانع ورود او به ديگر كلاس ها مي گردد، اما او موفق مي شود وارد يك يا دوتا از كلاس ها شده و30 نفر ديگر را به كام مرگ بكشاند. طبق گفته شاهدان عيني او بيش از صد فير انجام داد تا سي نفر را به كام مرگ كشاند و حدودهمين تعداد را نيز زخمي نمود.عامل اصلي اين حادثه فردي به نام «چوسونگ هوی» اهل كورياي جنوبي است.او دانشجوي سال اخر همين دانشگاه بود و دررشته زبان وادبيات انگليسي مشغول تحصيل بود و23 سال داشت. او 8 ساله بود كه از كورياي جنوبي به آمريكا مهاجرت كرد و تابعيت آمريكايي داشت. او فرد گوشه گير و درمنطقه نسبتا مرفه اين شهر زندگي مي كرد، نارسايي هاي رواني او زماني افزايش يافت كه او در همين دانشگاه به دو تن از دختران دانشجو دست اندازي كرد و آنان به اداره دانشگاه از او شكايت كردند و مديريت دانشگاه نيز او رابرای معاینه به واحد آزمایش سلامت روانی که خارج از محوطه دانشگاه ویرجینیا قرار دارد، معرفی نمود. اين برخود نارسايي رواني او را دوچندان كرد. او اين نوع برخورد را نسبت به خود از سوي طبقه مرفه آمريكايي مي دانست و ازآنان كينه به دل گرفت و در تصورات روان پريشي خود آن را چنان بزرگ نمود تا به مرحله اي مي رسيد كه دست به چنين جنايت هولناك زد. او در يك نوار ويديويي كه براي پوليس پست كرده است مي گويد: شما صد هزار میلیارد بار فرصت داشتید از چنین روزی حذر کنید. اما تصمیم گرفتید خونم را بریزید. مرا به گوشه ای راندید و تنها یک انتخاب مقابلم گذاشتید. تصمیم با شما بود. حالا دستانتان به خونی آلوده است که هرگز شسته نخواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در چهارشنبه 1386/02/12 و ساعت 16:36 |
 
محسن ظهوري
‌ برخورد نامناسب با انديشمندان و هنرمندان خارجي ساكن در ايران، آنها را در اغلب موارد يا مجبور به ترك كشور كرده يا ماندگاريشان را با مشكلا‌ت فراواني مواجه‌مي‌كند. نجيب مايل هروي، كارشناس نسخ خطي و پژوهشگر عرفان اسلا‌مي‌كه نزديك به 40 سال است موطن خود; افغانستان; را ترك كرده و در ايران اقامت دارد و به تحقيق و پژوهش مشغول است، بايد ايران را ترك كند.اين پژوهشگر و استاد افغان كه به قول برخي از دوستانش زندگي قلندروار و صوفي‌واري دارد حاضر به گفت‌وگو با ما نشد و فقط خيلي كوتاه و تلفني گفت: «هر سال بايد برگه اقامتم را تمديد كنم اما آنقدر سرم به كتاب‌هاست كه همه چيز يادم مي‌رود. اگر قرار است مرا برگردانند، با اين‌كه در شرايط كنوني از فرزند معلولم نگهداري مي‌كنم، هيچ شكايتي ندارم، چراكه خداوند را دارم كه از همه چيز بالا‌تر است.»
نجيب مايل هروي يك هفته فرصت دارد كه نسبت به تحويل مدارك خود اقدام كند درغير اين صورت بايد كشور را ترك كند. لا‌زم به ذكر است طي كردن پروسه اداري اخير براي اين پژوهشگر با توجه به سن و سالي كه دارد، كاري مشقت بار است حال آنكه وي بارها خواستار دريافت اجازه اقامت دايم در ايران شده است. هم اكنون و با روندي كه در اخراج اتباع افغان در پيش گرفته شده است وي اميدي به ماندن در ايران ندارد.
مايل هروي، قريب به 40 سال است كه در ايران زندگي مي‌كند و در كتابخانه آستان قدس رضوي، دانشگاه مشهد، پژوهشكده آستان قدس رضوي و كتابخانه مجلس مشغول فعاليت بوده است. او طي چند سال اخير و پس از اجراي قانون بازگشت اتباع افغان به كشورشان، به دليل آنكه نتوانست در جايي استخدام شود به عنوان كارشناس در زمينه نسخه شناسي، كتابشناسي و تصحيح نسخ خطي در كتابخانه مجلس فعاليت كرد. بار اولي نيست كه اين مسئله براي اتباع افغان مقيم ايران تكرار مي‌شود.
اين اتفاق براي محمدآصف سلطان‌زاده، از نويسندگان خوب فارسي زبان و عبدالوهاب مددي، موسيقيدان برجسته افغان كه از نظر تئوري و عملي كارشناس اين رشته است; نيز رخ داده است. سلطان‌زاده بر اثر همين مشكلا‌ت به دانمارك مهاجرت كرد و در آنجا به كار خود مشغول شد. مددي نيز با وجودي كه از كشورهاي آلمان، فرانسه و آمريكا دعوتنامه رسمي داشت، به خاطر علا‌قه به زبان فارسي و مشكلا‌ت كشورش; افغانستان; در ايران ماند تا روزي كه مجبور به ترك اين كشور شد. وي هم اكنون در دانشگاهي در كشور آلمان به تدريس موسيقي مي‌پردازد. مددي زماني كه مي‌خواست كتابش را در ايران منتشر كند، وزارت كار به دليل تبعه نبودن از او ماليات خواست.
در ايران فرار مغزها تنها به هموطنان ايراني خودمان خلا‌صه نمي‌شود. انديشمندان و هنرمنداني كه چون هديه‌اي به كشور ما مي‌آيند نيز; پس از مدتي اين كشور را هرچند ناخواسته بايد ترك كنند.
قوانين اقامت در ايران بسيار سخت‌گيرانه است و قانون، تفاوتي بين يك كارگر و فردي فرهنگي نمي‌بيند. اين داستان را يكي از مسئولا‌ن وزارت كشور در نبود مديركل اتباع خارجي آن وزارتخانه البته با زبان و بيان ديگري تاييد مي‌كند. ابراهيمي گفت: «قانون استثنا ندارد. مثل خدمت سربازي است كه پسر وكيل و كارگر نمي‌شناسد و هركس كه موقع اش شده بايد طبق قانون دوره سربازي‌اش را بگذراند. از اين شخص كه آدمي‌فرهنگي است انتظار داريم كه دقيق‌تر به رعايت قانون بپردازد.»
سيدضيا قاسمي، مدير نشريه فرخار كه خود افغان مقيم ايران است، قوانين اقامت دائم در ايران را بسيار سخت‌گيرانه مي‌داند. وي در اين رابطه به ما گفت: « قوانين اقامت دائم در ايران جزو مشكل‌ترين‌ها در جهان است. با اين‌كه اين كشور در پناه دادن به مهاجرين بسيار لطف مي‌كند اما در اقامت دائم سخت‌گيري زيادي دارد. مهاجرين، كارت‌هاي اقامتي دارند كه بايد هرساله تمديد شود. در اين قانون هيچ فرقي بين فردي كه به فرهنگ كشور ميزبان خدمت مي‌كند با ديگر افراد; نيست.»
اين شاعر و سينماگر درباره نجيب مايل هروي توضيح داد: «اين مرد، سرمايه همه فارسي‌زبانان جهان است كه بايد از جانب آنها مورد احترام و محافظت قرار گيرد. مايل در زمينه نسخ‌خطي و عرفان اسلا‌مي‌از متفكرين برجسته جهان اسلا‌م است. چندسالي است كه همسرشان فوت كرده و او با پسرش كه معلول ذهني است در شرايط بد مالي روزگار مي‌گذراند. دو يا سه سال پيش بود كه به دليل نداشتن تابعيت ايراني عذرش را از كتابخانه آستان قدس رضوي خواستند و او در كتابخانه مجلس مشغول به كار شد. مايل هروي به مباني و متون عرفاني تسلط كامل دارد و بسياري از علما و انديشمندان با تخصص و كارش آشنايند. براي او كه سال‌ها در ايران زندگي و پژوهش كرده، كار و اقامت در افغانستان غيرممكن است.»
مايل هروي سال‌هاست كه درباره متون عرفاني فارسي در ايران تحقيق مي‌كند و استاد نسخه شناس برجسته‌اي به شمار مي‌آيد. ازدست دادن اين محققان ضربه مهلك و جبران ناپذيري به فرهنگ ايران است. در بسياري از كشورها، نه تنها قانون درباره محققان و پژوهشگران استثنا قائل است بلكه آنها را به كشور خود دعوت مي‌كنند تا از دانش آنها استفاده كنند.
ابهري، رئيس كتابخانه مجلس درباره مايل هروي گفت: «صحبت از اخراج افغان‌ها به ميان آمده اما گمان نمي‌كنم كه بحث اخراج مايل هروي درميان باشد. كتاب‌هايي كه او نوشته در سطح عالي قرار دارد و براي تدريس دانشگاهي پذيرفته شده است. او از نظر علمي، موقعيت فوق‌العاده‌اي دارد و مورد توجه اهل پژوهش و تحقيق است. ما در كتابخانه مجلس از دانش او بسيار استفاده برده‌ايم.»
وي در خصوص كارهاي انجام گرفته براي حل مشكل اين پژوهشگر گفت: «دو اقدام مهم انجام داده‌ايم. يكي اين‌كه بحث اخراج او مطرح نشود كه تا اندازه‌اي موفق بوده ايم. دوم آن‌كه بتوانيم براي او تابعيت ايراني بگيريم كه البته هنوز در حال مذاكره براي انجام اين كار هستيم.»
عماد افروغ، رئيس كميسيون فرهنگي مجلس نيز درباره مشكل به وجود آمده براي مايل هروي گفت: «اين شخص بايد مراحل قانوني را طي كند تا در ايران بماند. به هر حال اگر حوزه كار ايشان به وزارت ارشاد مربوط مي‌شود، مي‌تواند به آنجا نامه‌اي بنويسد و رونوشت آن را براي ما بفرستد تا در اين زمينه پيگيري‌هاي لا‌زم را انجام دهيم.»
منبع: حیات نو
چهارشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۸۶● شماره ۱۱۷۶
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در پنجشنبه 1386/02/06 و ساعت 11:15 |
                                                  نویسنده:غ.مهاجر
پیامبر بزرگوار اسلام:
 من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم. (وسائل الشیعه ج15 ص141)
اگر در این روزها و شبها کسی حال و حوصله استماع و خواندن اخبار را از رسانه ها بخصوص رسانه های "رسمی جمهوری اسلامی ایران" داشته باشند؛ مهمترین سوژه در رسانه های نوشتاری، سمعی و بصری این کشور بعد از اخبار هسته ای، اخراج و طرد مهاجرین افغانی از این کشور است! برخی از شبکه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ( سراسری و استانی) با کمک رسانه های نوشتاری در حال ایجاد جنگ روانی و ایجاد جو بد بینی در قبال یک مشت مهاجر که از بدی حادثه چند سال است در کشور جمهوری اسلامی ایران بسر می برند، می باشند. این لطف گرانسنگ در سالهای گذشته حتی به قبوض آب و برق و گاز و مشاوران املاک نیز تسری کرده بود و از شهروندان ایرانی در خواست نموده بود که برای اخراج مهاجرین افغانی با نیروی انتظامی کمال همکاری را نموده و از محل بود و باش و تجمع آنان با مرکز 110 تماس بگیرند!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در چهارشنبه 1386/02/05 و ساعت 12:5 |