تبليغاتX
×× شــــــکوه ××

باسم رب الشهداء والصدقين

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

سيزده سال از شهادت ألمناک، اما افتخارآميز بزرگ مصلح اجتماعي و منادي عدالت، آزادي، برابري و برادري، رهبر شهيد حجه الاسلام و المسلمين استاد عبدالعلي مزاري و ياران با وفايش گذشت. روحاني آگاه و دردمندي که معادلات قدرت و ادبيات "فرادستي و فرودستي" حاکم بر مناسبات سياسي-اجتماعي افغانستان را به چالش کشيد و در مقابل، جدي ترين مفاهيم ديني و انساني همچون "عدالت"، "آزادي" "برابري و برادري" را، به‌صورت برگشت ناپذير، در آن سرزمين مطرح نمود. طرح ها وايده‌‌هاي سياسي- اجتماعي رهبر شهيد در گفتمان سياسي افغانستان يک ابتکار ونوانديشي به حساب مي‌آيد که در کل تاريخ کشور کسي جرأت و جسارت ارئه‌اي اين طرح ها وايد‌ه‌ها را نداشته است. عدالت اجتماعي، اصلاحات اداري، شايسته سالاري, وحدت ملی و دفاع از حقوق محرومين, از مفاهيم و موضوعات کليدي در انديشه‌ي سياسي رهبر شهيد است. فرياد عدالتخواهي او بغض يک تاريخ سکوت و ستم را در هم شکست. او، ستمديدگان اين سرزمين بخصوص ملت قهرمان هزاره را به بازخواني و باز انديشي فراخواند و بدينسان اميدواري و اعتماد به نفس را که سرمايه‌ي اصلي يک ملت به‌حساب مي‌آيد در ذهنيت آحاد ملت زنده کرد و ريشه‌هاي نا اميدي و ضعف انگاري را به‌مثابه‌ي بزرگترين بلاي فکري و اجتماعي، براي هميشه خشکاند. او اين ذهنيت را که هزاره‌ها شأنيت و توان حاکميت بر سرنوشت خويش را ندارند، فرآورده‌ي روابط نا عادلانه‌ي سياسي- اجتماعي حاکم بر مناسبات تاريخي کشور مي‌دانست و با شهامت و صلابت بي‌نظير آن را از ذهن همگان محو کرد و در عوض محاسبات نوين انساني را در مناسبات ملي به‌وجود آورد. به‌همين دليل، شکوفا شدن خودباوري و خودانديشي بزرگترين ره‌آورد رهبر شهيد براي محرومين افغانستان بود که به هويت يابي ستمديدگان اين سرزمين، مخصوصاً ملت مظلوم و قهرمان هزاره، منجر شد. اين ره‌آورد، همان چيزي بود که رهبر شهيد تمام عمر براي آن مجاهدت و تلاش نمود و از اين نگاه بزرگترين آرزو و آرمان خويش را تحقق يافته مي‌ديد. به‌نظر مي‌رسد، قابل کتمان نيست که در اثر صلابت و پايمردي رهبر شهيد، فرهنگ سياسي در افغانستان دچار تغييرات ژرف و عميقي شده و از حالت بسته و انفعالي به فرهنگ فعال و مشارکت‌جو تغيير يافته است. همچنين بر هيچکس پوشيده نيست که بازيابي هويت مذهبي و رسميت يافتن مذهب جعفري در قانون اساسي افغانستان نتيجه‌ي پايمردي‌هاي رهبر شهيد و خونفشاني‌هاي همرزمان او است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در یکشنبه 1386/12/26 و ساعت 1:38 |

مزاري شعر ناتمام

منبع : وحدت

محفل ادبي شب شعر تحت عنوان، « شعر ناتمام » به مناسبت سيزدهمين سالگرد شهادت استاد شهيد عبدالعلي مزاري شب گذشته در کابل برگزارگرديد.
اين مراسم که از طرف انجمن دانشجويي حزب وحدت اسلامي افغانستان در تالار آرزو برگزار گرديده بود، علاوه برشاعران و فرهنگيان، دانشجويان دانشکده ادبيات دانشگاه کابل، شماري از شخصيتهاي سياسي، وزرا، و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز حضورداشتند.
در ابتداي محفل استاد خليلي معاون رئيس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان طي سخنان کوتاهي اقدام دانشجويان دربرگزاري اين محفل را مورد ستايش قرار داده و برگزاري چنين محافل را از بايسته هاي شرايط روز کشور دانست.
استاد خليلي برضرورت نهادينه سازي اهداف و آرمان هاي عدالتخواهانه رهبر شهيد با استفاده از شعر و ادبيات تاکيد ورزيده ابراز اميدواري کرد که همه اقشار در راستاي عزت و سربلندي کشور، وحدت و برادري مردم افغانستان گام برداشتنه و بسوي کاميابي ملت افغانستان به پيش برويم.
سپس در بخش اول برنامه، شاعران کشور ابراهيم اميني، عبدالشکور نظري، راضيه عظيمي، امام يعقوب يسنا استاد دانشگاه البيروني، محمود حکيمي، محمد علي اديب، محمود جعفري، نفسيه نصيب، سميع دره يي، ولي پس ياوري، سيد عاصف حسيني و کامبخش نيکويي سروده هاي خويش را به خوانش گرفتند.
پس از آن خواهر خردسال فاطمه انصاري شعر « زينب کوچولو» سروده محمد حسين محمدي را ديکلمه کرد.
آنگاه سيد ضياء قاسمي کتاب « تبر و باغ گل سرخ » مجموعه سوگ سروده ها در رثاي رهبر شهيد مزاري را به بررسي گرفته و در مورد جريان شعري که با تاثر از شخصيت و شهادت استاد مزاري بوجود آمده است صحبت نمود.
پس از آن آقاي محب بارش، استاد ادبيات دانشگاه کابل سخنان کوتاهي ايراد کرد و استاد مزاري را مظهر جوانمردي وفتوت وعياري که شاخصه و گنجينه خاص سرزمين خراسان تاريخي است توصيف نمود.
دربخش دوم برنامه زهرا حسيني، فاطمه فروزان، شفيق سحر، فاطمه اسماعيلي و حميده بهار اشعار وسروده هاي ديگر شاعران درباره رهبر شهيد را ديکلمه نمودند.
درپايان محفل لوح هاي تقدير و ياد بود از طرف انجمن دانشجويي حزب وحدت اسلامي افغانستان به اين شاعران ،توسط آقاي واعظي شهرستاني مشاور رئيس جمهور، احمد ضيا رفعت استاد دانشگاه کابل، استاد يونس طغيان ساکايي و محب بارش اهدا گرديد.

+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در یکشنبه 1386/12/26 و ساعت 0:58 |

                                                       محمد اسحاق فیاض 
 يكي از اصولي ترين اهداف و شعار هاي شهيد مزاري رهبر حزب وحدت اسلامي تحقق عدالت اجتماعي درافغانستان بود. به مناسبت گرامي داشت بيست دوم حوت سال روز شهادت اين راد مرد بزرگ، اصولي ترين شعاراو را در قالب روش تحليل گفتماني به بررسي مي گيريم.
روش تحليل نظريه گفتماني، چنان است كه تمامي واژه ها و اصطلاحات در اطراف يك واژه محوري به صورت دايره وار مي چرخد؛ طوري كه واژه هاي ديگر با توجه به واژه محور و مركز دايره در يك قالب خاص گفتماني قرار مي گيرد. واژه ها، اصطلاحات و جملات وقتي در دايره اين محور قرار گرفت هويت معنايي خاص خود را در قالب همان نظريه گفتماني پيدا مي كند. اگر چنانچه اين واژه ها خارج از چارچوب دايره قرار گيرد، ممكن است مفهوم ديگري پيدا كند و تفسيرهاي ديگري از آن گردد. به همين دليل روش هرمنوتيك در تفسير و تبيين نظريه گفتماني نقش زيادي دارد، روش چرخش دوراني واژه ها يا محورسنجي يك واژه كليدي از درون روش تفسيري هرمنوتيك برخاسته و نظريه گفتماني، چاره اي ندارد كه براي تبيين تئوري خود به روش تفسيري هرمنوتيك تكيه نمايد.
اكنون با توجه به انديشه سياسي شهيد مزاري در نظريه گفتماني كدام واژه مي تواند به عنوان محور انديشه هاي او قرار گيرد؟
با توجه به مبارزات، تلاش ها، عملكردها، سخنراني ها و مصاحبه هاي ايشان، روشن مي گردد كه «عدالت اجتماعي» به عنوان محور و مركز دايره نظريه سياسي شهيد مزاري (به عنوان برون رفت از بحران افغانستان و تحكيم يك نظام سياسي پايدار و ماندگار در اين كشور) قرار دارد. اكنون با محور قرار دادن تركيبي اين دو واژه در ساختار انديشه سياسي رهبر شهيد مي توان نظريات، اهداف و خواسته هاي او را در چندين دهه مبارزات سياسي و نظامي او تحليل و تفسير كرد. واژه هاي ديگر سياسي كه او در تحليل اهداف و نظريات خود به كار برده است، نيز تنها در قالب همين واژه تركيبي و محوري يعني «عدالت اجتماعي» قابل درك و قابل تفسير مي گردد. به بيان ديگر تصوير شفاف از انديشه سياسي شهيد مزاري براي ساختار نظام سياسي در افغانستان فقط در آيينه يك عبارت به ظاهر كوچك؛ اما در واقع بزرگ؛ يعني «عدالت اجتماعي» تبلور پيدا مي كند.
اينكه يك واژه يا تركيبي از دو يا چند واژه به عنوان محور نظريه گفتماني يك انديشه و هدف قرار مي گيرد، پس منظر تاريخي تحولات سياسي و اجتماعي عصر خودش، سنت ها و باورهاي بومي و منطقه اي و ايدئولوژي ديني و... مي تواند نقش اساسي و كليدي داشته باشد. آنچه «عدالت اجتماعي» در انديشه رهبر شهيد به عنوان محور يك گفتمان سياسي قرار گرفته، پس منظر تاريخي و تحولات سياسي و نظامي عصر خودش است؛ هرچند كه برخي از دوستان و نويسندگان ايدئولوژي ديني را در شكل گيري نظريه گفتماني او پررنگ جلوه مي دهد. به نظر اين قلم مزاري را نمي توان از ايدئولوژي ديني او جدا كرد؛
اماتنها باورهاي ديني او را به سوي چنين نظريه گفتماني نكشانده است؛ زيرا بسيارند عالمان ديني كه عمري را در مبارزات سياسي به سر برده اند؛‌اما هيچگاه «عدالت اجتماعي» در انديشه سياسي آنان اهميت محوري نيافته است. دليل اينكه عدالت اجتماعي در انديشه هاي شهيد مزاري محور قرار مي گيرد جبر تاريخي و جبر زمان خودش هست. او در لابلاي تاريكي ها و بيدادگري هايي كه در بستر تاريخ سياسي و نظامي كشور رخ داده است و عصر سياه جنگ داخلي و خودمحوري هاي زمانه كه افزون طلبي هاي كور، افغانستان را به بحراني ترين شرايط تاريخي قرار داده بود، به دنبال سايه روشن هايي مي گشت تا آن را به عنوان كليد اساسي حل بحران دايمي افغانستان ارايه نمايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد هادی رحیمی در یکشنبه 1386/12/26 و ساعت 0:54 |